9494

خدا می دونه که چقدر دلم برای وبلاگم تنگ شده بود...........برای قالبم.......برای آهنگش........برای نوشته هام.......خاطراتم......از صبح بازش کردم که صدای آهنگش بپیچه و دارم فکر می کنم.......و نظراتو هم جواب دادم......و با اینکه قصد نوشتن نداشتم این قدر جو وبلاگ گرفتم که دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم....

مقدمات عروسی....

خدا می دونه که چقدر دلم برای وبلاگم تنگ شده بود...........برای قالبم.......برای آهنگش........برای نوشته هام.......خاطراتم......از صبح بازش کردم که صدای آهنگش بپیچه و دارم فکر می کنم.......و نظراتو هم جواب دادم......و با اینکه قصد نوشتن نداشتم این قدر جو وبلاگ گرفتم که دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم.........باید بنویسم........خاطراتمو.........خاطرات عزیز این روزها رو......با همون رمز ثابت برید ادامه مطلب

 

دوستای گلم تمام نظرات پستهای قبلو جواب دادم تایید کردم اما هنوز وقت نکردم بهتون سر بزنم.........از امروز می خوام بیام و به همه سر بزنم.......البته از امشب چون الآن که دارم می رم کلاس تا ظهر و عصر هم بیرون کار دارم.........خلاصه که هنوز هم شرمنوتون هستم........ببخشید عزیزای من....... 

امتیاز بدهید :
| امتیاز : 3
موضوع : | بازدید : 265
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در يکشنبه 13 مرداد 1392ساعت 8:10 توسط 9494 |